خرید بک لینک
داس ها، دندان به زلف طلایی شالی

تیز کرده اند

دخترک پرسید

نشسته زیر آفتاب و خمیازه می کشد اقبال ...؟

،

می خواهم دستور پخت غذایی باشم

که خیال تو

از عصر تنهایی، تکیه بر کتف کوتاه پنجره

دلگرم شود

برچسب: دوباره,نوج, نویسنده: نیما جعفری تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:44

من از مغرب باور خویش ،طلوع کرده ام .و در مشرق باور تو ،غروب میکنم .،تمام این مسیرجز یاد تو نیست،میرسم روزیبه مقرب نفس های توهمانجا که میدانی ...همانجا که به انتظارم ...،نمی دانم آیا ، هستی ؟ایستگاه آخر،،،س.م.چتر به دست...هر شبقصه ى فردا راواج آرايى مى كنم،،،این احمقانه استو منبرخی کارهای احمقانه را

برچسب: نویسنده: نیما جعفری تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1396 ساعت: 15:37

من از مغرب باور خویش ،طلوع کرده ام .و در مشرق باور تو ،غروب میکنم .،تمام این مسیرجز یاد تو نیست،میرسم روزیبه مقرب نفس های توهمانجا که میدانی ...همانجا که به انتظارم ...،نمی دانم آیا ، هستی ؟ایستگاه آخر،،،س.م.چتر به دست...هر شبقصه ى فردا راواج آرايى مى كنم،،،این احمقانه استو منبرخی کارهای احمقانه را

برچسب: نویسنده: نیما جعفری تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1396 ساعت: 15:37

رو به پنجره اى كه تو آن سمتش ايستاده باشى

هر صبح ، چشم گشودن

سالها زيباييت را پاييدن

و همين صبح شانزده روزه از تير بود

كه بر شانه هايت

سر گزاردن

،

تو را بيشمار سپاس

دماوند زيباى من

برچسب: نویسنده: نیما جعفری تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1396 ساعت: 15:37

همیشه از بزرگ شدن می ترسیدم. اینکه صبح ها زود بیدار شوم ، شب ها دیر بخوابم، بنشینم با دوست ها از سیاست و اوضاع خراب جوی حرف بزنم. آخر هفته را ... آه این تعطیلات گاه گاه را گاهی کوه باشم ... گاهی در غروب یک ساحل نارنجی رنگ ، بازی های کودکانه ی آدرین را ببینم.چه بخواهم یا نه، حالا مرد بالغی شده ام، کو

برچسب: نویسنده: نیما جعفری تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1396 ساعت: 15:37

صفحه بندی